جمعه، فروردین ۱۸، ۱۳۹۶

دونالد ترامپ: دستور حمله به مرکز نگهداری تسلیحات سوریه را برای جلوگیری از حملات شیمیایی مشابه دادم

رئیس جمهوری آمریکا ساعتی بعد از دستور حمله به سوریه در فلوریدا سخنان کوتاهی بیان کرد.
دونالد ترامپ ضمن اشاره به دلایل حمله موشکی آمریکا به سوریه گفت بشار اسد به کودکان، زنان و افراد بی گناه حمله شیمیایی کرد و در این حمله بچه ها و نوزادان زیبا قربانی شدند.
ترامپ اضافه کرد: هیچ فرزند خداوند نباید هدف و قربانی چنین درد و آزاری قرار بگیرد.
رئیس جمهور آمریکا افزود: من دستور  این حمله به مرکز نگهداری تسلیحات سوریه را دادم. این اقدام برای منافع آمریکا و متحدان ما در منطقه است تا بتواند از حملات شیمیایی مشابه جلوگیری کند. این حمله در راستای منافع حیاتی امنیت ملی آمریکا بوده است.
ترامپ تاکید کرد که سوریه خطوط قرمز را زیر پا گذاشته است و در نتیجه اقدامات اسد، بحران مهاجران داعش و تهدیدهای جهانی شکل گرفته است.
ترامپ در پایان افزود: من از همه کشورهای جهان و حامیان صلح می خواهم که برای پایان این جنگ خونین به ما بپیوندند.
https://www.mojahedin.org/news/196323
ترامپ: حمله شیمیایی فراتر از یک خط قرمز است from Simay Azadi on Vimeo.

پدر سوری که کودکان دوقلوی شهیدش را پس از حمله شیمیایی اسد به آغوش کشید + فیلم و عکس


 آسوشیتدپرس تصاویری از یک مرد سوری را در خان شیخون منتشر کرده در حالی که جنازه‌های کودکان دو قلوی خود را به آغوش کشیده است؛ دو کودکی که در حمله شیمیایی کشته شدند
این مرد عبدالحمید یوسف نام دارد و 29ساله است. کودکانش «آیه» و «احمد» نام داشتند.
به‌نوشته خبرگزاری «آسوشیتدپرس»، عبدالحمید یوسف هنگامی که کودکانش را در آغوش گرفته بود، زمزمه می‌کرد: «بگویید خدا حافظ.. عزیزانم.. بگویید خدا حافظ».
این حمله هولناک شیمیایی که با محکومیت گسترده جهانی روبه‌رو شد حدود 100 کشته و 400 مصدوم بر جای گذاشت. ، عبدالحمید که مغازه‌دار است، همسر، دو کودک خود و شماری از بستگانش را از دست داد.
پس از حمله، عبدالحمید دو کودک و همسر خود را که هنوز هوشیار بودند، از منزل خارج کرد. اما پس از 10دقیقه، نفسشان گرفت و عوارض ناشی از استشمام گاز بر روی آنها هویدا شد.
او به سرعت به نزد نیروهای امدادی شتافت و گمان می‌کرد درمان خواهند شد. سپس به‌دنبال دیگر بستگان رفت. دو برادرش را یافت که جان خود را از دست داده‌اند؛ اتفاقی که برای شماری از دوستان و همسایگانش هم افتاد. او می‌گوید: «نتوانستم هیچکدامشان را نجات دهد.. همه آنها شهیدشدند»
https://www.mojahedin.org/news/196297/

در خاطره روزها – تقویم نوشتاری – هفدهم فروردین

پنجشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۹۶

در #انتخابات به کی #رای میدی؟ رای من #سرنگونی... - محمود رویایی



چرا رأی بدم؟ به کی رأی بدم؟


...از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نیفزود
(حافظ) 
***
رابطه ولی‌فقیه با مردم از لحاظ حقوقی مانند رابطه قیم با صغار است.(خمینی)
دموکراسی که برای غربی‌ها اصالت دارد، برای ما فقط جنبه ابزاری دارد. رأی مردم برای مامشروعیت نمی‌آورد؛ مقبولیت می‌آورد. (مصباح یزدی)
مفهوم انتخابات در نظام ولایت‌فقیه:
ای ملت! شما انبوه انبوه بیایید به قسم خورده‌های ولی‌فقیه رأی بدهید؛ اما من خود م می‌دانم چه کسی را انتخاب و نصب و عـزل کنم!
چیزی به سررسید دوره‌یی دیگر از نمایش انتخابات نمانده است. در یک قطعه شعری، به نکته‌ی نغزی در امر «انتخابات در ایران آخوندها» اشاره شده است. عجالتاً این را بخوانید:
«شناسنامه‌ام را پاره کردم
از حجم مهرهای دروغ انتخابات‌
بیرون آمدم
انتخاب چپاول
انتخاب زندان
انتخاب اعدام
انتخاب فریب
انتخاب ریـا...
ایدئولوژی زناکار حاکم را
در دستمالی مچاله کردم
و در زباله‌گاه تَـه خیابان «مدرنیته» انداختم».
این را که می‌خوانی، دیگر چه حاجت به دلالت؟ تو که شهروند این ملک و آبی، خاطر مجموعت را گردآور و به ساحت این معنا، نظری دوباره بیانداز! انگاری ره 39ساله با آخوندها را در یک «آن» رفته است؛ درست به مصداق «مهرم حلال و جانم آزاد»...
در این شعر، دو کار به ظاهر ساده، اما عاقلانه، خردمندانه، میهنی و انسانی کرده است: شناسنامه‌اش را از مهر چپاول، زندان، اعدام، فریب و ریا خالی کرده و تف کرده به «ایدئولوژی زناکار آخوندهای حاکم و هر چه انتخاباتشان». تمام.
این شعر حکایتی را به‌خاطر می‌آورد: جوانی در شور و حال وصف «آزادی»، عشق به این کلمه و معنایش را در استعاره‌های غامض، رنگ‌آمیزی می‌کرد و در وصف‌های متعدد، جلایش می‌داد. هوشیاری که می‌دانست بیچاره جوانک در استبدادزدگی و سانسورپذیری گرفتار آمده، مطلبش را که خواند، گرفت جلواش و گفت: این همه قلمفرسایی و استعاره‌پیچی چرا؟ خوب یکباره بنویس «زنده باد آزادی» و خودت را خلاص کن!
مطلب این است که آن روی سکه‌ی «حق رأی» و «حق انتخاب»، حق انسانی، حق شهروندی و حق زندگی اجتماعی و حق آزادی ابراز نظر و عقیده و و شرکت در سرنوشت مشترک اجتماعی است.
در این شکی نیست که احترام به «رأی» و «انتخاب» دیگران، خودش داستان تکامل فکر بشر و متمدن شدن انسان است.
معلوم است که رسیدن به این تکامل فکری و تمدن، رابطه متمدنانه و سطح بالایی بین دولتها و ملتها برقرار می‌کند؛ اما به شرطی که آخر یک «حاکم و دولت متمدن» در کار باشد.
نگاه و نظری دقیق به فکر، مرام، نگاه و نگرش و عمل ولایت‌فقیه و اعترافهای ناگزیر اذناب و اصحاب و ملازمانش در امر «حق رأی» و «حق انتخاب» برای ملت و مردم، مثل باز کردن دهان اسب (با پوزش از همه اسب‌های نجیب عالم) و شمردن دندانش است. این‌ها را شاید در جاها و نوشته‌های دیگری هم دیده و خوانده باشیم؛ اما ما ایرانی‌ها باید یک بازخوانی دقیق در دهلیزهای تودرتو و پیچ و واپیچ مغز و چشم آخوندها بکنیم. به این شناخت و پرداخت بهای شناختمان کم بها ندهیم. این هم تفکرات و نظرات ولی‌فقیه و مبلغان و ملازمانش در باب «انتخابات» و «تمدن انسانی» و «احترام به رأی و انتخاب ملت و مردم» در عصر متمدن و قرن بیست‌ویکم:
«رابطه ولی‌فقیه با مردم از لحاظ حقوقی مانند رابطه قیم با صغار است» ـ خمینی
«اکثریت مردم چه حقی دارندکه قانون اساسی را امضا و لازم‌الاجرا کنند؟» ـ خامنه‌ای، بهمن 1366
«زمانی که مردم به یک رئیس‌جمهور رأی می‌دهند، آراء آنها عددهای صفر است. عددی که آن صفرها را معنادار کرده و به آن مشروعیت می‌دهد، تنفیذ ولایت و مقام معظم رهبری است.» ـ آخوند علم‌الهدی، خبرگزاری فارس، 7 اردیبهشت 90
در میان اذناب و صاحب‌نظران حوزوی ولایت‌فقیهی، دایناسوری است به نام مصاح یزدی که خمینی این‌طور معرفی‌اش می‌کند و مدافعش است: «آقای مصباح جزء شخصیتهایی هست که هیچ‌گاه در تقدم نظام بر خود تردید نداشته و در این راه، بدون لحاظ داشتن موقعیت علمی، خود به دل خطر رفته و یک تنه با خناسان مسلط مصاف داده است.» ـ سایت رجانیوز، سخنان خمینی در دیدار با اعضای مؤسسه خمینی
این هم چند پرده از لایه‌های مغز علامه نظرکرده‌ی خمینی درباره‌ی جایگاه و نقش مردم در «حق رأی» و «حق انتخاب» و واقعیت جایگاه «انتخابات» در نظام ولایی. نمونه‌هایی که آورده می‌شود، عیناً تئوری توجیه‌گر عملکردی است که این حاکمیت قرون‌وسطایی با مردم و جامعه ایران کرده و می‌کند:
«دموکراسی که برای غربی‌ها اصالت دارد، برای ما فقط جنبه ابزاری دارد. رأی مردم برای ما مشروعیت نمی‌آورد؛ مقبولیت می‌آورد». ( سایت رجانیوز، مصباح یزدی، کتاب پرسش و پاسخ)
«ولی‌فقیه دستور می‌دهد که‌ رأی‌ بدهید‌ چه‌ کسی‌ رئیس‌ جمهور باشد. انتخابات‌ ریاست جمهوری، اعتبارش‌ به‌ رضایت‌ او است.‌ مصلحت‌ دیده‌ که‌ در این‌ شرایط‌ مردم‌ رأی‌ بدهند. اما حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ آنها دارند پیشنهاد می‌کنند و می‌گویند ما این‌فرد را می‌خواهیم؛ اما‌ “الامر الیکم“‌ شما باید نصب‌ کنید. نخواستی‌ نصب‌ نکن.‌ این‌که حضرت امام (ره) می‌فرماید‌ رئیس‌ جمهور منتخب‌ ، بدون‌ نصب‌ ولی‌ فقیه، طاغوت‌ است‌ یعنی‌ همین‌.» ـ سایت رجانیوز، مصباح یزدی، پرتو سخن، 7 دی 84
«در حکومت اسلامی رأی مردم هیچ اعتبار شرعی و قانونی ندارد؛ نه در اصل انتخاب نوع نظام سیاسی کشورشان و نه در اعتبار قانون اساسی و نه در انتخاب ریاست‌جمهوری و انتخاب خبرگان و رهبری. ملاک اعتبار قانونی، تنها یک چیز است و آن “رضایت ولایت فقیه“ است... مشروعیت حکومت، نه تنها تابع رأی و رضایت ملت نیست، بلکه رأی ملت هیچ تأثیر و دخالتی در اعتبار آن ندارد.» مصباح یزدی، هفته‌نامه پرتو سخن، 7 دی 84
«مردم اصلاً حق حاکمیتی از خودشان ندارند تا به کسی اعطا کنند.» ـ مصباح‌یزدی، پرسش‌ و پاسخ‌ ، ج ۲، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی خمینی، قم، پاییز ۷۷
نتیجه‌گیری: مقوله‌یی به نام «انتخابات» در رژیم جمهوری اسلامی، بیش از یک خیمه‌شب‌بازی مبتذل نیست. در این نمایش که «دموکراسی، جنبه ابزاری دارد و رأی مردم مشروعیت نمی‌آورد»، واقعیت 39سال گذشته از زبان ولی‌فقیه این بوده است که:
ای ملت! شما انبوه انبوه بیایید به قسم خورده‌های ولی‌فقیه رأی بدهید؛ اما من خودم می‌دانم چه کسی را انتخاب یا عزل کنم!
ای ملت! شما نماینده‌ی قسم خورده‌ به من را به مجلس بفرستید؛ من خودم صلاحیتش را رد یا تأیید می‌کنم!
این‌ها بسیار مشعشع‌ و درس‌آموز و تجربی هستند؛ به‌دلیل ساده: قریب 39سال است با همین تشعشعات فکری و عملی، بر ملت و مردم حکومت کرده‌اند؛ اسب مراد، زین کرده و رانده‌اند و زیر سمِ ستورانشان، ایران را قتل‌گاه لاله‌ها و شقایق‌های آزادی نموده‌اند.
حالا طنز و تناقض را بنگریم که همین مردمِ (صغار و کودکان) فاقد اراده و حقوق برای تعیین حکومت، می‌شوند سرمایه‌ی خواهش و تمنای اینان برای رونق دادن به نمایش انتخابات. می‌شوند هیزم‌کش اجاق ولایت‌فقیهی که «رأی ملت هیچ تأثیر و دخالتی در اعتبار آن ندارد»، ولی در تبلیغ برای کشاندن پای صندوق رأی، از یک لاخ هیزمش هم نمی‌گذرند. ببین چطور زنان را که نخستین قربانیان اندیشه و اصل ضدبشری ولی‌فقیه هستند، دست‌آویز دجالگرانه‌ی و مبتذل تبلیغات انتخاباتی‌شان می‌کنند! این هم وجهی دیگر از طنز و تناقض!
در پایان باز می‌رسیم به «حجم مهرهای دروغ انتخابات» در 39سال گذشته. این دروغِ 39ساله را اندیشه و اعتقاد و عمل و حکومتشان گواهیِ تأیید زده است و زمانشان گذشته است. زمان، فرصتی‌ست پیش پای انتخاب ملتی که «ایدئولوژی زناکار آخوندی را در دستمالی مچاله کرده است». در این ایستگاه دیگر توقفی پای هیچ صندوق رأیی نیست. صندوق رأی، قلب خلقی است که برای «آزادی» و نفی تمامیت نظام ولایت‌فقیه می‌تپد. خلقی که «شناسنامه‌اش را پاره کرده است و خود را از حجم مهرهای دروغ انتخابات، خلاص کرده است».
https://www.mojahedin.org/news/196212/

تجمع در اعتراض به ادامه بازداشت مولوی فضل الرحمن کوهی برای دومین روزمتوالی


مردم شهرستان سرباز روز چهارشنبه 16 فروردین در اعتراض به ادامه بازداشت مولوی فضل الرحمن کوهی امام جمعه پشامگ سرباز برای دومین روز تجمع کردند.
معترضان در مقابل فرمانداری رژیم در شهرستان سرباز تجمع کرده و همچنین در مسیر ایرانشهر – سرباز مردم سرکور سرباز نیز با آتش زدن لاستیک و مسدود کردن جاده ترانزیتی ایرانشهر - چابهار نسبت به بازداشت این روحانی اهل سنت 
اعتراض خود را نشان دادند.
حرکتهای اعتراضی علیه رژیم آخوندی from Simay Azadi on Vimeo.

واکنش ضد انسانی رژیم در برابر جنایت بشار اسد در ادلب - زینت میرهاشمی

بار دیگر مثلث اسد، خامنه ای و روسیه در بی عملی نهادهای بین المللی در مورد ادامه جنگ و جنایت در سوریه، کشتار و قتل عامی دردناک را به مردم بی دفاع و به خصوص کودکان سوریه تحمیل کردند. حمله شیمیایی نیروهای ارتش بشار اسد در روز سه شنبه ۱۶ فروردین به شهر خان شیحون، در حومه جنوبی ادلب، موجی از انزجار و نفرت در جهان برانگیخت و حامیان دیکتاتور سوریه را رسوا کرد
چشمان باز کودکانی که در اثر گاز شیمیایی خفه شده اند، بار دیگر این سوال را در برابر همگان می گذارد که چرا بحران سوریه ادامه دارد؟ چه کسانی هیزم بیار این جنگ هستند و چه کسانی از این جنگ سود و یا ضرر می برند؟
بسیاری از دولتهای غربی منجمله، انگلستان، فرانسه، آمریکا و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، انگشت خود را به سوی بشار اسد نشانه گرفته و این عمل را محکوم کردند. به درخواست دولت فرانسه جلسه اضطراری شورای امنیت ملل متحد تشکیل شد. در این میان موضع گیری رژیم ایران و روسیه، دو حامی اصلی دیکتاتوری بشار اسد، مشوق این دیکتاتور سفاک برای ادامه شرارت و جنایت است
رژیم ایران که از بازیگران جنگ در سوریه از نظر مالی، تسلیحاتی و نیرویی است، برای حفظ بشار اسد سرمایه گذاری کرده و بنابرین حمله شیمیایی در ادلب را هم از همین دریچه توجیه می کند. 
بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه رژیم در واکنش به این حمله شیمیایی بدون مشخص کردن عامل این جنایت، «کاربرد سلاح شیمیایی» را محکوم کرد. وی بلافاصه طرفهای مقابل را به داشتن « معیارهای چندگانه، تبلیغات جهت دار و مبتنی بر قضاوتهای زود هنگام و استفاده ابزاری برای اتهام زنی و تثبیت مواضع و خواسته‌های سیاسی برخی از بازیگران را مانع برخورد ریشه‌ای با این گونه» جنایتها دانست. 
وی روز چهارشنبه ۱۶ فروردین با گفتن این که «یکی از اهداف این رویداد، اختلال در روند سیاسی و برهم زدن آتش بس ایجاد و تحکیم شده در روند آستانه (پایتخت قزاقستان) است.» تلاش کرد تا بار سنگین محکومیت جهانی از دوش بشار اسد برداشته شود و در ضمن خود را مدافع راه حل سیاسی و آتش بس نشان دهد. در حالی رژیم ولایت فقیه با وسایل گوناگون در راه حل سیاسی اخلال می کند و همزمان از این که بشار اسد را مسئول این فاجعه معرفی کند، خودداری می کند