شنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۹۷

قیام ایران-شماره ۱۹۸ خیزش مردم تهران با شعارهای مرگ بر خامنه‌ای، مرگ بر دیکتاتور

اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران 1397/05/13
غروب روز جمعه چهار راه ولی عصر و پارک دانشجو در تهران صحنه تظاهرات مردم و رویارویی آنان با نیروهای سرکوبگری بود که به آنان تهاجم کرده بودند.
در ولی عصر جوانان دلیر به‌رغم حضور گسترده نیروهای انتظامی و اطلاعاتی و لباس شخصی‌های جنایتکار با شعار مرگ بر دیکتاتور، ایرانی داد بزن، حقت را فریاد بزن؛ به تظاهرات پرداختند. آنها با فریادهای بی‌شرف بی‌شرف با مزدورانی که با حمله و هجوم به جمعیت درصدد پراکنده ساختن آنها و جلوگیری از گسترش اعتراضات بودند، مقابله کردند.
در پارک دانشجو بین جوانان معترض و آدمکشان لباس‌شخصی درگیری و جنگ و گریز رخ داد. مزدوران معترضان را به‌شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند و جوانان نیز به‌طور متقابل آنها را گو شمالی دادند.
پنجشنبه شب نیز نقاط مختلف تهران شاهد اعتراضات مردم به جان آمده و جوانان شجاع بود. در چهارراه ولیعصر و پارک دانشجو تظاهرات و درگیری با شعارهای مرگ بر خامنه‌ای، دشمن ما همین‌جاست دروغ می‌گن (می‌گویند) آمریکاست؛ توپ تانک فشفشه آخوند باید کشته شه (شود). در تئاتر شهر نیز حمله مزدوران به معترضان به درگیری کشیده شد. در قرچک زیباشهر تهران مردم با شعارهای ضدحکومتی به خیزش علیه نظام آخوندی برخاستند.
تظاهرات و اعتراضات مردمی علیه فاشیسم دینی حاکم بر ایران که از روز ۹مرداد شروع شد به شهرهای مختلف از جمله تهران، کرج، اشتهارد (استان البرز)، اصفهان، مشهد، شیراز، اهواز، اراک، شاهین شهر، نجف آباد، قهدریجان، کرمانشاه، همدان و اندیمشک گسترش یافته است.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۱۲مرداد ۱۳۹۷(۳اوت ۲۰۱۸)

بیانیه زندانیان اهل سنت در سالگرد اعدام ۲۵زندانی سیاسی

جمعی از زندانیان اهل سنت در زندان گوهردشت کرج؛ طی بیانیه‌یی یاد ۲۵تن از همرزمان خویش را که روز ۱۲مرداد سال ۱۳۹۵توسط رژیم ولایت فقیه اعدام شدند؛ گرامی داشتند.
در این بیانیه آمده است:
دو سال قبل در چنین روزی یعنی ۱۲مرداد سال ۱۳۹۵جنایتکاران رژیم آخوندی ۲۵جوان پاک و معصوم اهل سنت را که کرد زبان بودند و تنها جرمشان مبارزه برای آزادی و نه به اعدام نه به ظلم نه به دیکتاتور و ‌استبداد بود را به صلیب کشیدند.
در یک روز تراژیک اما در پوشش یک روز عادی در حالی که اکثر زندانیان در روزه سنت بودند و گوشت قربانی برای خودشان تدارک دیده بودند که بعد از سالها طعمی از آب گوشت را مزه کنند؛ با جمع شدن در سر یک سفره در کنار هم در شروع افطار؛ ناگهان نیروهای گارد و ضدشورش به بهانه انتقال داخل سالن ریختند و تک به تک آنها را به بیرون از سالن بردند. آنها را دست بند و پابند و چشم‌بند زدند و دهانشان را هم با چسب بستند و همه را در کریدور اصلی طبقه پایین به صف کردند. آنها را با زبان روزه به سوئیتهای انتظار مرگ و اعدام بردند بدون این‌که اجازه نوشیدن یک جرعه آب را به آنها بدهند. ساعتی قبل از اجرای حکم آنها را در حالیکه دهان و دست و ‌پا و چشمانشان بسته بود باباتون و میله‌های آهنی مورد ضرب ‌و شتم شدید قرار دادند تا این‌که تمام استخوانهای آنها درهم شکست و بدنشان سیاه و کبود شد. خانواده‌های آنها هنگام دیدن پیکرهای فرزندانشان؛ این وضعیت را به چشم خود دیده بودند.
بیانیه جمعی از زندانیان اهل سنت در بخش دیگری می‌افزاید:
ما جمعی از زندانیان عقیدتی سیاسی اهل سنت زندان رجایی شهر کرج در سالروز و یادبود اعدام جوانان رشید اهل سنت این جنایت را محکوم می‌کنیم. اعدامی که در خفا و سکوتی مطلق بدون این‌که حتی فرصت آخرین ملاقات با خانواده‌هایشان به آنها داده شود انجام شد و از همه شرم‌آورتر این‌که تعداد زیادی از آنها حتی طبق قوانین فرعونی شان حکم‌اعدامشان نقض و با اعاده دادرسی شان موافقت شده بود.
در بخش پایانی این بیانیه آمده است:
ما زندانیان سیاسی عقیدتی اهل سنت از تمامی ملت شریف و مبارز ایران، آزادیخوهان، زندانیان سیاسی، سازمانها و ‌نهاد های حقوقی، اهل قلم، روزنامه‌نگاران، فعالان سیاسی و مدنی و اصحاب رسانه می‌خواهیم که این جنایت و ‌تمامی جنایات حکومت دژخیم ایران در حق زندانیان سیاسی را محکوم کرده و نقض اعدامها و آزادی زندانیان سیاسی و نه به زندان نه به اعدام را مطالبه کنند و برای رسیدن به آزادی و ایرانی آزاد یک صف و یک دل و‌ یک صدا همدیگر را یاری کنیم.

مسعود رجوی: مشت در برابر مشت، حمله در برابر حمله، آتش جواب آتش

جمعه، مرداد ۱۲، ۱۳۹۷

کنفرانس بین‌المللی ایران: چشم‌انداز تغییر سیاست صحیح در قبال ایران ۲۹ ژوئن ۲۰۱۸

فرانسوا کلکومبه - بنیانگذار سندیکای قضات فرانسه
ما در لحظه‌ای به سر می‌بریم که باید بدانیم برای آینده باید چکار کنیم. همه ما می‌دانیم که مشکلات خاورمیانه و به طور غیر مستقیم، مشکلات کل جهان به رویکرد رژیم ایران ربط دارد. لااقل بخش بزرگی از مشکلات جهانی. ایران به طور همزمان علت و راه حل بخشی از این مشکلات است. همچنین همه ما می‌دانیم که مشکل در ایران رژیم ایران است امروز بعد از ظهر به موضوع دیگری که بسیار مهم است خواهیم پرداخت، که به درستی شناخته شده نیست. چه در بین افکار عمومی،‌ و چه در محافل سیاسی و کارشناسان و آن مشکل سپاه پاسداران است. اینکه چه نقشی ایفا می‌کند، چه نقشی می‌تواند ایفا کند و بایستی چه رویکردی نسبت به آن داشت. و با پنلی به کارمان پایان خواهیم داد که به این سوال خواهد پرداخت ما تلاش خواهیم کرد ببینیم آلترناتیو‌های سیاسی در کشوری مانند ایران چه می‌تواند باشند
سفیر لینکن بلومفیلد – دستیار پیشین وزیر خارجه آمریکا
۱۵ سال پیش شاهد بودیم که آمریکا و سازمان ملل تحریمهای گسترده یی را علیه رژیم ایران اعمال کردند. دلیل این تحریمها آن بود که هیچ اعتمادی نسبت به رژیم ایران در مورد برنامه مخفی تسلیحات اتمیش که توسط اپوزیسیون سازمان یافته،‌شورای ملی مقاومت در سال ۲۰۰۳ (۱۳۸۲) افشا شده بود وجود نداشت.
بعد از آن اوباما بر اساس درخواست رژیم ایران وارد مذاکرات شد و در جستجوی یافتن تفاهم بین آمریکا و رژیم ایران شاخه زیتون به سمت آن دراز کرد. ۵ سال بعد یک توافق اتمی به دست آمد. اما اعتماد زیادی به‌وجود نیامد. در واقع رژیم ایران بسیار تهاجمی تر نسبت به همسایشگان عمل کرد و نقض حقوق بشر را بعد از شروع گفتگوها افزایش داد.
بنابراین ترامپ از توافق نامه اتمی خارج شده و پمپئو وزیر خارجه آمریکا فهرستی از ۱۲ خواسته را مطرح کرده است.‌ برخی می گویند این موضع بسیار سخت سرانه یی است و این سقفی است که غیرممکن است رژیم ایران به آن دست پیدا کند تا آمریکا را راضی نگه دارد. اما تمام ۱۲ خواسته در ارتباط با تجاوزگری، غنی سازی مخفی اورانیوم، کمبود اطلاعات و فاش گویی در مورد برنامه اتمی و موشکهای بالستیکی و تجاوز به سوریه و یمن و سایر کشورهای خاورمیانه و حمایت از گروههای تروریستی است.
بنابراین سؤال من از شرکت کنندگان در پنل این است که لطفاً نظر خودتان را به ما بگویید که اکنون باید چکار کرد. ما بعنوان اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها چگونه متحد شویم؟ و چگونه به نقاط مشترک خودم با مردم ایران دست پیدا کنیم.
جولیو ترتزی - وزیر خارجه پیشین ایتالیا
من مایلم چند کلمه در مورد موضع اروپا درباره رژیم ایران چه الان و چه در گذشته،‌ نظر بدهم. منظورم از موضع اروپا یعنی موضع کمیسیون اروپا و تمام ارگانهای اصلی این کمیسیون و دولتهای اصلی اتحادیه اروپا به ویژه دولتهای درگیر در مذاکرات ۵ + ۱
اولین نکته ام این است که این سیاست «مماشات به هر قیمت» با رژیم ایران که هم اکنون اروپا در پیش گرفته، بر اساس یک فرضیه غلط و یک روایت خطرناک بنا شده است. این فرضیه و روایت غلط این است که روحانی یک پیشرفت برای رژیم و همینطور یک تضمین برای منافع غرب در منطقه محسوب می‌شود. این کاملاً غلط است. برای این که ما به خوبی می‌‌دانیم روحانی بخشی از رهبری رژیمی است که خامنه ای سردمدار آن است. رژیمی که دیدگاهش بر قرار دادن مذهب شیعه جلوتر از سایر مذاهب اسلام و به کنترل در آوردن منطقه استوار است. این مسئله همچنین وضعیتی را ایجاد کرده است که واقعاً اقتصاد ایران را تخریب می‌کند. هیچ مبارزه واقعی علیه فساد وجود ندارد. هیچ اصلاحاتی در عناصر پایه‌یی اقتصاد صورت نگرفته است. هیچ کنترلی بر ابزار بانکی و مالی وجود ندارد که همچنان به عنوان پایه یی برای سوخت رسانی به تروریسم عمل می کند و در نتیجه نقش سپاه و سیستم سرکوب را همچنان تقویت می کند.
بنابر این این فرضیات و این تفکرات که اروپائی ها همچنان عرضه می کنند تا در کنش و واکنش با رژیم ایران باشد باید تصحیح شوند. و این بسیار مهم است که اروپائیان با دولت ترامپ به نقشه مسیر مشترکی برای پرداختن به مشکل ایران برسند. چگونه این کار را بکنیم؟ مسیر پیش رو، استمرار فشار و تعیین شروطی در روابطمان است، یعنی در روابط اتحادیه اروپا با رژیم ایران. این کاملا اشتباه است که راه دیگری مثل افزایش همکاری را دنبال کنیم. نه در زمینه فرهنگی و سیاسی و نه در زمینه‌یی که در برخی کشورهای اروپایی به وقوع پیوسته است یعنی در زمینه های نظامی و اطلاعاتی.
این بسیار مهم است که جدی‌تر باشیم و تعامل بین نهادهای اروپایی و دولت آمریکا وجود داشته باشد تا نگذاریم سیاست اروپا از روی ریل درست خارج شود، آن هم فقط جهت استمرار این تصور برای تجار که بازار ایران،‌ کوه طلا است. این چنین نیست. یک تله پر ریسک است. حتی قبل از روی کار آمدن دولت ترامپ در واشینگتن هم چنین بود. اما اکنون بسیار آشکارتر شده است که ریسکهای زیاد برای شرکت‌های اروپایی و ایتالیایی وجود دارد. برای مثال حتی کمپانیهای بزرگ خساراتی متحمل شده اند به خاطر تصمیمهای غلطی که اتخاذ کردند بر اثر فشار دولت.
مایلم صحبتم را با اعمالی تمام کنم که رژیم ایران اخیراً‌ به آن دست می زند و حیله های غیرقابل قبولی که سعی میکنند استفاده کنند تا نفرت را در بین ایرانیان گسترش دهد و تفرقه را در میان آنها دامن بزند تا شورش مهمی را که به طور همزمان در بیش از ۱۴۰شهر ایران هفت هشت ماه پیش به وقوع یپوست را تحت الشعاع قرار دهد. مایلم به آخرین نمونه اشاره کنم. موردی که به نظر من میشود آن‌را منزجرکننده نامید. این نمونه مصاحبه رضا پهلوی، پسر شاه با بلومبرگ بود. من معتقدم که آن مصاحبه و این حرفی که در آن زد که «بهتر است از رژیم ایران حمایت کنیم تا از مجاهدین حمایت کنیم. برای این که ما مجبوریم». این سیاست همدستی و همکاری است که تحت هیچ شرایطی قابل قبول نیست. برای همین من مایلم از این فرصت استفاده کنم تا بر حمایت قوی از رئیس جمهور برگزیده مریم رجوی تأکید کنم تا مبارزه‌اش را ادامه بدهد. ما نمی توانیم بپذیریم که پسر آخرین حاکم بی اعتبار ایران از تبعیدگاه طلاییش علیه تنها مقاومت واقعاً دمکراتیک که مجاهدین هستند صحبت کند. آیا این یک انتقام گیری خانوادگی است؟ آیا خشم به خاطر نبردی است که برای دمکراسی و آزادی انجام شده است؟ من فکر می کنم ما علناً باید نشان بدهیم که ما در این آخرین تله رژیم ایران و همدستان نخواهیم افتاد. متشکرم.
سناتور رابرت توریسلی
من یک حامی ترامپ نیستم. من سالها در رهبری دمکراتها در کنگره بوده‌ام. اما به نظرم من در ابعاد وسیعی،‌ سیاست ترامپ درباره ایران و آنچه ما داریم انجام می‌دهیم، همان چیزی است که هر کس در خلوت خودش درباره آن فکر میکند.
هیچ کس نمی تواند واقعاً معتقد باشد با وجود مسئله رژیم ایران بر روی میز، برای جامعه جهانی که هدفش آشتی بین المللی،‌ گسترش بازار و رفاه و تقویت سازمانهای جهانی است می تواند آینده دراز مدتی وجود داشته باشد. شواهدی بیش از چیزی که اکنون هست نمی تواند وجود داشته باشد که چنین چیزی ممکن نیست.
همه ما می دانیم که تغییر رژیم کار خطرناکی است. دردسر آفرین است. افراد بسیار و منافع بسیار آسیب خواهند دید. اما هیچ کس در این لحظه نمی تواند واقعاً معتقد باشد که بعد از سوریه، بعد از آنچه در عراق اتفاق افتاد،‌ بعد از این سلاحهای وحشتناک، نمی تواند واقعاً معتقد باشد که به طور واقعی راه حل دیگری وجود دارد.
اگر قرار است با آخوندها و رژیم های قانون شکنی همچون آنها رویارو شویم؛ زمانش فقط الان است.
منتقدین می توانند بگویند که خواسته‌های ۱۲ گانه وزیر خارجه نه فقط بسیار بالا بلکه حتی برای رژیم ایران غیر ممکن است. بنابراین خواسته به طور واقعی تفاهم و سازش نیست. کاملاً درست است. من فکر می کنم این حقیقت دارد. هیچ دلیلی وجود ندارد که چرا ما باید روی این استانداردها تن به سازش بدهیم. اگر رژیم ایران می خواهد به خانواده ملل بپیوندد نباید یک قرار داد جداگانه به دست بیاورد. توافق چنین چیزی است. باید این رفتار و اعمال مشخص را انجام بدهد. مثل هر کشور دیگر...
(ایران) کشوری با ۸۰ میلیون جمعیت است که اگر به‌نحو درستی عمل کار کند، با یک اقتصادی عادی، حکومتی عادی، تجارت و یک رهبری عادی، به یک قدرت اقتصادی منطقه‌یی و چه بسا به یک قدرت اقتصادی بین‌المللی تبدیل می‌شود. نباید هیچ توافق جداگانه یی در کار باشد. ۱۲ خواسته پمپئو هم در همین باره است. هیچ توافق جداگانه یی وجود ندارد! آیا این به معنی آن است که ما هیچوقت با ملاها به توافق نخواهیم رسید؟ برای این که منصف و صادق باشم می گویم بله؛ به همین معنی است. این به معنی آن است که ما در وضعیت تغییر رژیم قرار داریم حتی اگر خودمان هم متوجه آن نباشیم.
ما همه وظایف خود را در تاریخ بر عهده داریم. متحدان اروپایی ما ممکن است نبرد دیگری را انتخاب کنند که ما انتخاب نکنیم. اما می‌توانیم از کنار حمایت کنیم. کشورهایی که می خواهند از درگیری اجتناب کنند باز خواهند فهمید که فقط دو راه برای خروج (از این وضعیت) وجود دارد. راه کنونی یا راه نظامی. بهتر است راه کنونی برگزیده شود.
کنفرانس بین المللی ایران، چشم‌انداز تغییر سیاست صحیح در قبال ایران-۱۱مرداد۹۷ from Simay Azadi on Vimeo.

معرفی قعطنامه ۱۰۳۴ در مجلس نمایندگان آمریکا در حمایت از مقاومت ایران – گفتگو با علیرضا جعفرزاده معاون نمایندگی شورای ملی مقاومت در آمریک

مجاهدین ورفراندم جمهوری اسلامی

پیام مریم رجوی به نمایشگاه قتل عام ۶۷ در شهرداری منطقه یک پاریس









آقای لوگاره، شهردار محترم منطقه یک پاریس،
دوستان عزیز،
به‌همه شما که برای ادای احترام به‌زندانیان قتل‌عام شده ایران گرد‌آمده‌اید، درود می‌فرستم.
در سال ۱۳۶۷، درست چنین روز‌هایی در زندان‌های سراسر ایران، بحبوحه قتل‌عام زندانیان سیاسی بود.
این کشتار بر اساس فتوای خمینی بنیانگذار رژیم آخوندها صورت گرفت. سپس ظرف چند ماه، آخوندها ۳۰ هزار زندانی سیاسی را به‌دار کشیدند. در حالی که آن‌ها در حال گذراندن دوران محکومیت خود بودند.
‌حالا سی سال گذشته است. اما با وجود گذشت این‌همه سال، آن‌ها از یادها نرفته‌اند. بلکه وجدان بیدار و رزمنده جامعه ایران‌ و برانگیزاننده و تأثیرگذار‌ند. این تأثیر را در دو سطح می‌توان دید:
از یک طرف در مبارزه با رژیم و مشخصا در جنبش دادخواهی. این جنبش در دو سال اخیر، گسترش پیدا کرده و هواداران مجاهدین مدارک تازه‌یی درباره قتل‌عام به‌دست آورده‌اند. آن‌ها آخوندها را به خاطر این جنایت به‌شدت در تنگنا قرار داده‌اند. به‌طوری که انگار قتل‌عام همین تازگی اتفاق افتاده است. زیر همین فشارها، دست کم ۲۰ تن از مقام‌های ارشد رژیم از این جنایت دفاع کردند. خامنه‌ای، با اشاره به‌قتل‌عام‌شدگان با خشم گفت چرا دارند برای آن‌ها فضای مظلومیت ایجاد می‌کنند. این اقرارها، اسناد تازه‌یی درباره جنایت علیه بشریت توسط آخوندهای حاکم است.
از طرف دیگر قتل‌عام شدگان، الهام‌بخش جامعه ایران به‌ویژه جوانان هستند. در قیام‌های هشت ماه اخیر، تظاهرکنندگان به یاد شهیدان قتل‌عام‌شده و تحت تاثیر آن‌ها هستند. به‌یاد می‌آورند که خواست آن‌ها چه بود؟‌ چرا جان خود را فدا کردند و پیام‌‌ شهیدان برای امروز چیست.
در همین هفته، مردم شهرهای کرج و اصفهان و شیراز و بسیاری دیگر از شهرها به‌تظاهرات خیابانی علیه آخوندها دست زده‌اند. این اعتراضات در هشت ماه گذشته در سراسر ایران ادامه یافته است.
این اعتراضات موقعیت آخوندها را به‌شدت به‌خطر انداخته است. آن‌ها برای خروج از بحران می‌خواستند در یک سوء قصد تروریستی، گردهم‌آیی سالانه مقاومت در پاریس در ۹تیر را هدف قرار بدهند.
این عملیات شکست خورد. اما نشان داد که قاتلان سی هزار زندانی سیاسی برای حذف فیزیکی اپوزیسیون خود به‌هر جنایتی دست می‌زنند.
در سال‌های گذشته غرب، نسبت به‌تروریسم آخوندها و هم‌چنین به‌قتل عام زندانیان سیاسی ساکت بوده است. آخوندها خود را از عواقب بین‌المللی جنایت‌هایشان مصون دیده‌اند. زمان آن است که به‌این مصونیت خاتمه داده شود.
امیدوارم فرانسه مبتکر تلاش تازه‌یی برای دفاع از حقوق بشر ایران و پیگیری پرونده قتل‌عام‌شدگان سال ۶۷ شود. لازم است کمیساریای عالی حقوق بشر سریعا تحقیقات مستقل در این زمینه را آغاز کند و شورای امنیت ملل‌متحد، ترتیبات محاکمه سران این رژیم و مسئولان این قتل‌عام را فراهم کند.
مایلم از جانب مقاومت مردم ایران از شهرداری یک پاریس و به‌ویژه شهردار لوگاره به‌خاطر تلاش ستودنی‌شان در دفاع از حقوق بشر در ایران عمیقاً تقدیر کنم.