چهارشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۹۵

خروج نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست آمریکا، پیروزی تاریخی مقاومت ایران در شکستن راهبند ارتجاعی استعماری


۷مهر۱۳۹۱-۲۸سپتامبر۲۰۱۲:
سه سال از پیروزی نهایی بزرگترین کارزار مقاومت ایران در سطح بین‌المللی، برای درهم شکستن بزرگترین توطئه دیکتاتوری آخوندی علیه مجاهدین و مردم ایران گذشت. در روز ۷مهر۱۳۹۱، وزیرخارجه وقت آمریکا، هیلاری کلینتون، با گردن نهادن به حکم بی‌سابقه دادگاه استیناف آمریکا نام مجاهدین و شورای ملی مقاومت و ارتش آزادیبخش ملی ایران را از لیستهای تروریستی آمریکا حذف کرد و به این ترتیب بزرگترین راهبند ارتجاعی استعماری مقاومت مشروع مردم ایران در برابر فاشیسم دینی و تروریستی حاکم، در هم شکست. 
شورای ملی مقاومت در بیانیه سالانه خود، این پیروزی شگرف تاریخی را در عداد پیروزی مصدق بزرگ در به کرسی نشاندن حق مردم ایران برای ملی کردن صنعت نفت کشور و از افتخارات ملی و تاریخی ملت ایران برای ملی کردن صنعت نفت کشور و از افتخارات ملی و تاریخی ملت ایران توصیف کرد. 

حکم دادگاه استیناف واشینگتن ـ دستور بازنگری لیست به وزارت‌خارجه
در ژوئیه ۲۰۱۰ دادگاه استیناف واشینگتن، طی حکمی نامگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران از سوی وزارت‌خارجه را مشمول «نقض آیین دادرسی» شناخت و اعتبار مستنداتی را که وزیر بر اساس آنها نامگذاری مجاهدین را حفظ کرده بود زیر سؤال کشید. دادگاه به وزیرخارجه دستور داد لیست‌گذاری مجاهدین را طبق استانداردهای مورد نظر دادگاه، بازنگری کند. 
بی‌اعتنایی وزارت‌خارجه به مهلت ۱۸۰روزه و دستور اجرای حکم
اما وزارت‌خارجه در مقابل حکم دادگاه، سیاست بلاتکلیف گذاشتن را در پیش گرفت و به مهلت ۱۸۰روزه‌یی که قانون مشخص کرده بود اعتنایی نکرد و تا ۶۰۰روز هیچ اقدامی برای اجرای حکم دادگاه به‌عمل نیاورد. در مقابل، مقاومت ایران، طبق یک رویة حقوقی که سابقه‌یی نادر داشت، بار دیگر به همان دادگاه مراجعه کرد و با درخواست رسیدگی فوری، طبق قانون «دستور اجرای حکم» (موسوم به مندیمس که اجرای آن از ۲۱۰سال پیش تا کنون سابقه نداشته) خواستار شد که دادگاه، خود، مجاهدین را از لیست خارج کند یا دست‌کم زمان محدودی را برای وزارت‌خارجه برای خارج کردن نام مجاهدین از لیست سیاه مشخص و مقرر کند. 
دادگاه، هم شکایت و هم رسیدگی فوری به آن را پذیرفت و روز اول ژوئن۲۰۱۲ حکم خود را صادر نمود و مقرر کرد که اگر بازبینی مورد نظر دادگاه در فاصله ۴ماه یعنی تا اول اکتبر ۲۰۱۲ انجام نشود، دادگاه رأسا مجاهدین را از لیست حذف می‌کند. 
تأکید لشکری از برجسته‌ترین سیاستمداران و نظامیان آمریکا به لغو لیست‌گذاری رسیدگی و صدور حکم قضایی در شرایطی صورت گرفت که در صحنه سیاسی آمریکا، لشگری از برجسته‌ترین سیاستمداران و نظامیان آمریکا در کنفرانسها، سخنرانیها، اطلاعیه‌ها و شهادتهای مستدل تأکید کردند که مجاهدین هیچ ربطی به تروریسم نداشته و ندارند و ادامه این لیست‌گذاری، فقط به‌خاطر استمالت از دیکتاتوری مذهبی و تروریستی حاکم بر ایران است...

تظاهرات فرهنگیان بازنشسته در تهران و شهرهای مختلف کشور






















شعار بازنشستگان: خط فقر سه میلیون، حقوق ما یک میلیون، منزلت معیشت حق مسلم ماست
صبح امروز سه‌شنبه ۶ مهر (۲۷ سپتامبر) هزاران تن از فرهنگیان بازنشسته در تهران و دیگر شهرهای کشور از جمله شهرهای کرمانشاه، اصفهان، زنجان، کرمان، شیراز، تبریز، الیگودرز، مشهد، رشت، ابهر، ایلام، یزد، گرگان، همدان، بهبهان، بیرجند، بجنورد، سنندج و نهاوند و شهرهایی از استان گیلان... در اعتراض به پایین بودن حقوق و مزایا و وضعیت بسیار بد معیشتی‌شان دست به تظاهرات اعتراضی زدند.
شمار زیادی از فرهنگیان بازنشسته از تهران و شهرهای اطراف در مقابل مجلس ارتجاع دست به تظاهرات زدند. نیروهای سرکوبگر برای جلوگیری از پیوستن مردم به معترضان، آنها را محاصره کرده و راههای ورود به منطقه را بستند.
تظاهر کنندگان در تهران و سایر شهرها پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «منزلت معیشت حق مسلم ماست»، «خط فقر سه میلیون، حقوق ما یک میلیون»، «بازنشستگان=فراموش شدگان»، «شرمندگی مسئولان از حقوق بازنشستگان (در برابر) حقوقهای نجومی»، «تکریم بازنشستگان= توجه به معیشت آنان».
در حالی فرهنگیان و بازنشستگان در سخت‌ترین شرایط معیشتی به‌سر می‌برند که ثروتها و درآمدهای کشور صرف پروژه‌های ضد ملی اتمی، نظامی، امنیتی، صدور تروریسم و سرکوب می‌شود یا توسط سردمداران رژیم چپاول و روانه حسابهای بانکی آنها می‌شود. تا رژیم ضدانسانی و ضدایرانی ولایت‌فقیه بر سر کار است فقر و بیکاری و تورم هر روز تشدید می‌شود. مقاومت ایران ضمن همبستگی با معترضان عموم مردم به‌ویژه جوانان را به حمایت از آنان فرا می‌خواند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
6مهر 1395 (27سپتامبر 2016)
تظاهرات سراسری فرهنگیان from Simay Azadi on Vimeo.

ژنو - مقر اروپایی ملل‌متحد - 21سپتامبر 2016: قتل‌عام زندانیان سیاسی و کنفرانس چهار سازمان غیردولتی دارای رتبه مشورتی ملل متحد + کلیپ(قسمت سوم )


سناتور برایان اومنیل - عضو سنای ایرلند


متشکرم. موجب افتخار من است که امروز این‌جا باشم به‌همراه اعضای برجسته این پنل تا برجسته کنیم و حمایت کنیم از تلاش‌های جهانی در قبال قساوتهایی که در ایران صورت گرفته و متأسفانه امروز هم ادامه دارد. می‌خواهم تبریک بگویم به مقاومت و مردم ایران به‌خاطر دستاورد بزرگ انتقال موفقیت‌آمیز ساکنان کمپ لیبرتی به مکانی امن در آلبانی
طبعاً این خبر خوبی است و نشانه‌یی برای همه ما در سراسر دنیاست که تلاش‌های مشترک می‌تواند نتیجه‌یی قابل اطمینان داشته باشد. موفقیت انتقال باید به همه ما انرژی بدهد تا به پیش برویم، به‌عنوان پارلمانترها و شخصیتهایی که فراخوان می‌دهیم به امنیت و حفاظت اعضای گروه اصلی اپوزیسیون ایران، سازمان مجاهدین خلق؛ تلاش‌های ما اهمیت دارد و اکنون باید تمرکز جدید را به‌کار بگیریم تا به تلاش‌های ادامه‌دارمان نیرو و قدرت ببخشیم. از نقطه‌نظر سیاسی، این نتیجه در ارتباط با انتقال، یک شکست عمده برای رژیم ایران بود و طبعاً طرح‌های بلافصل آن‌را برای نابود کردن اعضای بی‌دفاع مجاهدین در عراق خنثی کرد. مهم است گفته شود که اگر وقایع را به‌طور کامل از سال 2009 بررسی کنیم، یعنی زمانی که به دولت تحت حمایت (رژیم) ایران در عراق مسئولیت حفاظت کمپ اشرف احاله شد و بعد هم کمپ لیبرتی، سران مستبد در تهران منابع گسترده دیپلوماتیک، اقتصادی و نظامی و یک کارزار آشکار را به‌کار گرفتند تا به اهدافشان برای کشتن همه اعضای مجاهدین دست یابند. این واقعیت سرسخت ما را به موضوع اصلی کنفرانس امروز می‌رساند که درباره قتل‌عامی است که (28) سال پیش در 1988 رخ داد. در تابستان آن سال، شنیده‌ایم که دهها هزار زندانیان سیاسی ایرانی که برخی در زندانهای سراسر ایران 
...نگهداری می‌شدند، به‌طور سیستماتیک اعدام شدند

هما هودفر آزاد شد


سرانجام رژیم در مقابل خواست های بین المللی برای آزادی هما هودفر، استاد ایرانی کانادایی عقب نشست و وی را آزاد نمود. روز  ۵مهر سخنگوی وزارت خارجه رژیم علت این اقدام را « دلایل انسان‌دوستانه از جمله بیماری» عنوان کرد
.بهرام قاسمی گفت که خانم هودفر عصر دوشنبه از طریق کشور عمان به کانادا بازگشته است

سه‌شنبه، مهر ۰۶، ۱۳۹۵

آخرین ملاقات ۱۲ محکوم به اعدام با خانواده‌هایشان در زندان گوهردشت کرج


روز دوشنبه 5مهر، خانواده‌های 12 زندانی محکوم به اعدام آخرین ملاقات را با زندانیان انجام دادند. قرار است به‌زودی این 12 زندانی در زندان گوهردشت کرج حلق‌آویز شوند.

بر اساس گفته زندانیان این 12 زندانی قرار است بامداد روز چهارشنبه 7مهر بدار آویخته شوند.

ورزشگاهي كه ورود زنان به آن آزاد است : ديدن مسابقات ورزشي جايز نيست اما اعدام اشكالي ندارد




نامه یک دبیر از سنندج در رابطه با وضعیت اسفناک مدارس


نامه زیر توسط دبیری از سنندج در رابطه با وضعیت اسفناک مدارس و کشته شدن فجیع کودکان نوشته شده و در فضای مجازی منتشر شده است
چند کودک دیگر باید تاوان ندانم‌کاریها و بی‌توجهی‌های مسئولان را بدهند؟ 
مهدی فتحی / دبیر ریاضی ناحیه یک سنندجهنوز پنج ماه از فرو ریختن دیوار کهنه و فرسوده بر سر معلم فداکار “حمیدرضا گنگوزهی ”نگذشته است که باز هم در سیستان و بلوچستان از ریختن در و دیوار فرسوده بر سر”فریبا چهاردیواری “کودک 5ساله‌یی خبردار می‌شویم که برای گرفتن کتاب هایش به همراه هم سن و سالان خود با شوق و اشتیاق هرچه تمام‌تر به مدرسه رفته، و در عالم کودکانه‌اش سوار بر درب ورودی مدرسه رویای پرواز را تجربه کرد
حتی دیوارهای مدارس سیستان و بلوچستان و بیشتر مناطق محروم کشور از این همه بی‌عدالتی آموزشی به ستوه آمده‌اند و دیگر حتی یارای تحمل وزن دربها و پنجره‌ها را نیز ندارند، چه برسد به این‌که چند کودک نیز سوار بر درب، تاب تاب و رویا پردازی کنند. درب آهنینی که خود بر دیوار کهنه و فرسوده مدرسه سنگینی می‌کند، و زیادی می‌نماید، با سنگین‌تر شدن وزنش به همراه ستون کناری بر سر کودکان رویا پرداز فروریخته و جان یکی را می‌گیرد و سه تای دیگر را راهی بیمارستان می‌کند تا به ما بفهماند که دیگر عمر این مدارس تخریبی و دیوارهای فرسوده به پایان رسیده است و باید فکری به‌حال این مناطق حاشیه‌ای و محروم بکنیم.
زبان ما که قاصر است و نمی‌دانیم دیگر با چه زبانی باید به این مسئولان بفهمانیم که اوضاع مدارس وخیم است و می‌بایست چاره‌یی اساسی بیاندیشند؟ نمی‌دانیم باز باید چه فاجعه دیگری رخ دهد تا فرادستان به خودشان بیایند و فکری به‌حال این کودکان محروم کنند؟ حتی فریاد در و دیوارهای مدارس نیز در آمده است و بی‌رحمانه جان معلمان و دانش‌آموزان را می‌گیرند، تا تلنگری باشد برای جامعه و آن دسته از مسئولان منفعت طلبی که منافع فردی خود و اطرافیانشان را بر منافع جمعی جامعه ترجیح می‌دهند و هزار اتفاق مثل اینها نیز وجدان خفته آنها را بیدار نخواهد کرد
از کودکان شین آباد در غربی‌ترین نقطه کشور گرفته تا کودکان بجار بازار در شرقی‌ترین نقطه ایران، همگی مهر تأیید را بر بی‌توجهی فرادستان به مقوله مدارس و دانش‌آموزان می‌زنند و کسی هم ککش نمی‌گزد. و ما هم‌چنان در رویای تحقق برخی مواد قانون مالیاتی از برخی ارگانهای خاص برای تأمین هزینه‌های اینچنین مدارس و مناطقی هستیم و نمی‌خواهیم غیر از این فکری به‌حال این مناطق کنیم
نام گذاری میدانی در سیستان و بلوچستان به نام “حمیدرضا ”و مدرسه‌یی در چابهار به نام ”فریبا “، داغ دل خانواده‌های آنان و مردم ایران را تسکین نمی‌دهد و نوشداروی بعد از مرگ سهراب است. و اگر تمام میادین و مدارس کشور را به نام این دو عزیز از دست رفته نامگذاری کنیم، باندازه یک مدرسه تازه ساخت با در و دیوارهای قابل اطمینان و جلوگیری از مرگ دوباره یک معلم یا دانش‌آموز دیگر، ارزش ندارد. چرا همیشه باید یک یا چند نفر جان خود را از دست بدهند تا زنگ خطرها به صدا در آیند؟ و تازه بعد از به صدا درآمدن زنگ خطرها نیز فقط کارهای مقطعی و دارای برد رسانه‌یی بکنیم و هیچ برنامه بلندمدت و مناسبی نداشته باشیم؟ 
بعد از این حوادث چگونه انتظار داریم دانش‌آموزان چندان دل خوشی از مدارس داشته باشند؟ و نیمی از ساعتهای روز را در اینگونه مدارس با ترس و لرز سپری کنند؟ و معلمان که باید تمام فکر و ذکرشان تعلیم و تربیت دانش‌آموزان در کمال آرامش باشد، چگونه می‌توانند این تمرکز را داشته باشند؟ در حالی که هر آن ممکن است سقف کلاس بر سرخود و دانش آموزانشان فرو بریزد؟ 
جناب رئیس جمهور، جناب آقای فانی و نمایندگان چند آتشه مجلس
...اینجا نه غزه است و نه عراق و نه سوریهنه جنگی صورت گرفته است و نه انفجارهای انتحاری باعث مرگ دانش‌آموزان و معلمان می‌شود. اینجا سیستان و بلوچستان است و در و دیوارهای مدارس وظیفه داعش را برعهده گرفته‌اند و یکی پس از دیگری جان دانش‌آموزان و معلمان را می‌گیرند. 
...و ما هم‌چنان در فکر تجهیزات پیشرفته نظامی برای دفاع از این مردم و این آب و خاک هستیم
التماس تفکر