چهارشنبه، شهریور ۱۷، ۱۳۹۵

اقتصاد مقاومتی خامنه ای: حقوقهای نجومی، مدارس فرسوده - زینت میرهاشمی


کشته شدن دانش آموزان نه در زلزله ای مهیب بلکه در اثر ریزش دیوار مدرسه، در کشوری که سرشار از نفت و گاز است، بسیار دردناک است. خبر کشته شدن 4 کودک خردسال در هنگام بازی در روستای بجار بازار منطقه دشتیاری در استان سیستان و بلوچستان نه اولین رویداد این چنینی است و نه آخرین آن. این کودکان بر اثر ریزش ستون مدرسه در روز شنبه 13 شهریور جان سپردند. 

یکی از کارگزاران اداره آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان در گفتگو با خبرگزاری ایلنا علت مرک دانش آموزان را «غیر استاندارد بودن حصار مدرسه» دانست و گفت:«تعداد 2 هزار و 682 فضای آموزش غیر استاندارد در این استان وجود دارد که از این میزان 2 هزار و 203 فضای آموزشی فاقد 
(حصار است». (هرانا، یکشنبه 14 شهریور
هزینه های کلان نظامی، مخارج دخالت در سوریه برای حفظ بشار اسد، حقوقهای نجومی و جیبهای گشاد آخوندها و رانت خواران، به حکومت امکان تاسیس مدارس استاندارد و بازسازی مدارس فرسوده را نمی دهد. پایوران رژیم بارها از مردم خواسته اند که برای ایجاد مدارس مشارکت کنند و کار خیریه انجام دهند. اسماعیل دوستی عضو شورای شهر تهران در رابطه با خرابی مدارس تهران گفت: «در تهران 550 مدرسه فرسوده نیازمند به تخریب و بازسازی وجود دارد که دولت سالی 8 میلیارد تومان به تخریب و نوسازی و همچنین بازسازی مدارس شهر تهران اختصاص می دهد
وقتی بازسازی مدارس فرسوده تهران صد سال زمان می برد، معلوم است که در استانهای دیگر وضع از چه قرار است و چه فجایعی در انتظار دانش آموزان، معلمان و کارکنان این مدارس است. اگر این وضعیت را با حقوقهای نجومی، دزدیها و بذل و بخشش زمینهای چند ده میلیاردی مقایسه کنیم، اقتصاد مقاومتی ولی فقیه بهتر خود را نشان می دهد. و شاید 100 سال طول بکشد که این تخریب و نوسازی انجام شود

عاصمه داورمنش:‌ هنر مقاومت برای آزادی


...می گویند که هنر، زیبایی ها را منعکس می کند
...اما به نظر من هنری هست که زیبایی ارزش های انسانی را بازتاب می کند
...و آن هنر مبارزه و مقاومت است 
.اسم من عاصمه داورمنش است
.از کودکی و آن موقع که خود را به یاد می آورم، علاقه عجیبی به هنر داشتم
...دوست داشتم نقاشی کنم، شعر بگویم و ساز بزنم. قلم نقاشی و ساز موسیقی ام، بهترین دوستان زندگیم بودند
.یادم می آید که در دوران نوجواني ام در سوئد، خیلی از لحظاتی که کار هنری می کردم، لذت آن را در خود حس می کردم
اما در خلوت خود گویی ندای پنهانی بود که سراغم می آمد و می گفت: تو قبل از همه این ها، متعلق به كشورت ایران و مردم آن هستی. به ایرانی که بچه های خیابانی اش در سرماي زمستان دستهاي كوچك شان از سردي قاچ قاچ و پاهاي برهنه شان از 
...سرما بي تاب است! و جوانانش، به بهانه هاي مختلف به زندان انداخته می شوند و بالای دار می روند 
...ندای وجدان، در شادترین لحظات زندگی هم، با من همراه بود
.یادم می آید که یک شب تصمیم گرفتم جواب وجدانم را بدهم
.آن شب تا صبح چشم بر هم نگذاشتم 
به خودم ميگفتم: اگر تصمیمم این است که برای آزادی ایران مبارزه کنم، پس دیگر صبح و شب ام نمی تواند این آرامش کنونی و ساحل امن سوئد باشد. این مسیری است که ریسک پذیری و فداکاری میخواهد. زنی شجاع که بتواند سختی ها را برای 
.پیروزی آرمانش به جان بخرد
.آن شب ساعت ها و ساعت ها فکر کردم و در نهایت تصمیمم را گرفتم
...تصمیم من در یک کلام، ایران بود، نه خودم! آزادی مردمم، نه رفاه و خوشبختی خودم
.آن شب برای پیوستن به سازمان مجاهدين خلق عهد کردم
طولی نکشید که توانستم خود را به دیگر خواهران و برادرانم و البته به مادرم،‌ در اشرف اين كانون نبرد مقاومت ایران برسانم
...از آن شب، ۱۸سال می گذرد
امروز من در گذار با مقاومت ایران از اشرف به ليبرتي و از آنجا به آلباني، در عین رزم و مقاومت، سازم را دارم كه با آن
. می نوازم
.و قلم های نقاشی ام را که با آنها تابلوهای رنگین رسم نمایم
...اما با یک تفاوت
...این موسیقی، نوای مقاومت و آزادی است که از سازم برمی آید
...و این رنگ ها، طیف زیبای طلوع روشنایی که از  پس تاریکی دیکتاتوری، سحری ابدی را بر آسمان میهنم می نشانند

اتهام احمد منتظری اقدام علیه امنیت رژیم اعلام شد


روز دوشنبه 15شهریور، احمد منتظری به‌دلیل انتشار فایل صوتی پد‌رش درباره قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال67، برای هفتمین بار احضار و مورد بازجویی قرار گرفت و سرانجام اتهام وی اقدام علیه امنیت رژیم اعلام شد
احمد منتظری در کانال تلگرام خود نوشت: در پی انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری درباره اعدامهای تابستان 1367، این‌جانب امروز ١٥ شهریور ۱۳۹۵ در دادگاه ویژه روحانیت قم تفهیم اتهام شدم. 'اقدام علیه امنیت ملی' مطرح گردید و از من خواسته شد تا از خود دفاع نمایم؛ و چون به مواد قانونی متعددی استناد شده بود در پاسخ نوشتم:'اتهام وارده را قبول ندارم، و چون از مواد قانونی ذکر شده اطلاعی ندارم پس از مشورت با وکیل خود به آن جواب خواهم داد'. سپس با قرار کفالت ٧٠٠ میلیون ریال آزاد شدم؛ و زمان حضور بعدی ١٣٩٥/٦/١٧ تعیین گردید
خاطرنشان می‌شود هفته گذشته احمد منتظری درباره بازجوییها گفته بود: گرچه شفاف بودن گفتگوها می‌تواند برای همگان مفید باشد، ولی چون از طرف مقامات مسئول تأکید بر محرمانه بودن آن است، از توضیح بیشتر خودداری می‌گردد 
وی روز یکشنبه هفتم شهریور به مدت پنج ساعت مورد زیر بازجویی قرار داشت. احمد منتظری گفته است نمی‌تواند پیش‌بینی کند که سرانجام بازجویی‌ها چه خواهد شد… هر بار که بازجویی می‌شود می‌گویند که حرف‌های ما تمام نشده و قرار بعدی گذاشته می‌شود
لازم به یادآوری است احضار و بازجویی از احمد منتظری پس از آن صورت می‌گیرد که 19مرداد وی فایل صوتی پدرش در مورد قتل‌عامهای سال67 به دست خمینی جلاد را منتشر کرد. منتظری در این سخنان اعدامهای سال 67 را بزرگترین جنایت جمهوری اسلامی از سال57 خوانده است
آقای منتظری در این نوار، می‌گوید: آقا (خمینی) شما خیال می‌کنید که با این کار انقلاب را تضمین می‌کنید اما من فکر می‌کنم که اگر یک نفر هم در این‌ها بیگناه کشته بشود انقلاب ما شکست می‌خورد
او در پایان صحبت‌هایش می‌گوید: من آنچه را می‌فهمم نمی‌توانم نظرم را نگویم. به انقلاب هم کمتر از شما اعتقاد ندارم. دلم برای انقلاب می‌سوزد. به احمد آقا گفتم که دلم برای شخص آقای خمینی می‌سوزد که در تاریخ آقای خمینی این‌جوری بوده، در آینده می‌نویسند. مردم از ولایت فقیه چندششان می‌شود. من دلم نمی‌خواست ولایت فقیه به اینجا برسد
در این نوار آقای منتظری تأکید دارد که نمی‌خواهد تصویر خمینی در تاریخ یک چهره سفاک خونریز باشد

بیانیه دکتر محمد ملکی: جنبش دادخواهی ملت ایران


:متن زیر بیانیه دکتر محمد ملکی در خصوص جنبش دادخواهی مردم ایران برای قتل‌عامهای سال67 می‌باشد
...بسم الحق
...دیدی که خون ناحق پروانه شمع را
...چندان امان نداد که شب را سحر کند

...هموطنان، دانشجویان، جوانان
...  روزها که پس از حدود پنج سال (١٢ تیر١٣٦٠ تا اواخر مرداد ٦٥) تحمل زجر و شکنجه و توهین و تحقیر
 که همراه با قپانی شدن، و بارها بوسه زدن کابلها بر پاهایم، و مشت و لگد و سر به دیوار کوفتن و انواع شکنجه‌ها... که نتیجه‌ی آن از دست دادن بینایی چشم چپ، و شکسته شدن استخوانهای مچ دست راست، و پاره شدن اعصاب آن در اثر آویزان شدن از سقف، و شنیدن زشت‌ترین توهینها و بلاهای دیگری که بازجوها از جمله 'کمالی' در شعبه 6 زندان اوین و قزلحصار و حسین آباد بر سرم آوردند، مچاله و بیمار، با پشتی خمیده، و کلیه‌های آسیب دیده، که هر چند یکبار به‌جای ادرار خون دفع می‌کردم، ظاهراً از دست 'جلادان مسلمان نما' رها شدم... ، بسیاری از افراد خانواده، و حتی بچه محلیها مرا نمی‌شناختند، و گاهی که برای بعضی 
!...به‌اصطلاح محرمها گوشه‌هایی از آنچه با من کرده بودند را می‌گفتم؛ کسی باور نمی‌کرد

،!حزب‌اللهیها می‌گفتند؛ دروغ می‌گوید 
!...و به حکومت 'اسلامی! ' تهمت می‌زند
!...و آنها که کمی منصف بودند، می‌گفتند؛ غلو می‌کند
مگر ممکن است در 'نظام ولایی' ... چنین اعمالی در زندانها صورت گیرد... ؟ 
!...و 'جانیان' نیز به کلی منکر این حوادث بودند
این روسیاهان خونریز می‌پنداشتند با دروغ و دغل و کتمان حقیقت، می‌توان این جنایات بزرگ را پوشاند، غافل از آن که افشای 
،...حقایق دیر یا زود دارد.. ، اما سوخت و سوز ندارد
و دیدیم که پس از ٢٨ سال...، با تمام تلاش آدم کشان، چگونه حقایق قتل‌عام ٦٧ در یک فایل صوتی افشا شد، و مانند صاعقه به جان جنایتکاران بی‌شرم افتاد... ، و آنها که تا چندی پیش، وقوع چنین فاجعه‌ای را تکذیب می‌کردند!، و آن را از دروغهای ساخته و پرداخته مجاهدین تبلیغ می‌کردند!، امروز که پرده‌ها بالا رفته، و حقایق پوشیده شده عریان گردیده است، مجبور به اعتراف شدند، و بعضی نیز با کمال بیشرمی به این قتل‌عام و جنایت علیه بشریت افتخار می‌کنند!، و می‌گویند که باز هم به کار 
!...خود ادامه می‌دهند
...وای بر شما وقاحت و بی‌شرمی تان
مطمئن باشید که به‌زودی اسرار دیگری از جنایات شما فاش خواهد شد، و ملت بیش از پیش شما شیطان صفتان را خواهد 
...شناخت، و داد خود را از شما خواهد ستاند

به ياد صمد بهرنگي كه درس برخاستن مي داد!


صمد معلم آگاهي بود. معتقد بود وقتي آگاه ميشي بايد حركت كني. همونطور كه از زبان ماهي سياه كوچولوي قصه اش گفت «شماها زياد فكر مي‌كنيد، همش كه نبايد فكر كرد، راه كه بيفتيم ترسمان به‌كلي مي‌ريزد». صمد ميخواست فكركردن، «چرا »گفتن و عزمِ تغيير كردن حتي در ذهن و قلب بچه هاي كوچيك هم جا بگيره و اون ها رو هدايت كنه. و مي گفت: «آيا نبايد به‌كودك بگوييم كه در مملكت تو هستند بچه‌هايي كه رنگ گوشت و حتي پنير را ماه‌به‌ماه و سال‌به‌سال نمي‌بينند؟ چرا دستگيري از بينوايان را تبليغ مي‌كنيم ولي هرگز نمي‌گوييم كه چگونه آن يكي «بينوا» و آن يكي «توانگر» شد؟… ادبيات كودكان بايد پلي باشد بين دنياي رنگين و بي‌خبري و دنياي تاريك و آگاه، غرقه در واقعيتهاي تلخ و درد‌آور و سرسخت اجتماعي… كودك بايد از اين پل بگذرد و آگاهانه و مسلح و چراغ 
«...به‌دست به‌دنياي تاريك بزرگترها برسد

Calls for justice over Iran’s 1988 massacre of political prisoners from leader of resistance council- by GREG RUSSELL

Maryam Rajavi, president-elect of the NCRI, says Ayatollah Khomeini was begged to stop the mass killings by Ayatollah Montazeri
ALMOST three decades after more than 30,000 so-called political prisoners were executed by order of a “death committee” in Iran, the leader of the country’s opposition in exile is calling for the international community to pursue those responsible – some of whom are still in government – for crimes against humanity.
Maryam Rajavi, president-elect of the National Council of Resistance of Iran (NCRI), made the call as the row continued in the country about an audio recording of Ayatollah Hossein Ali Montazeri, from a meeting in August 1988, weeks after Ayatollah Khomeini issued a fatwa ordering the massacre of all political prisoners.
In the recording, of which The National has a transcript, Montazeri appears to plead with Khomeini, the leader of the revolution, and a number of judiciary officials to stop the killings. He criticises the hangings of teenagers, pregnant women and those whose only crime was to read the newspaper of the People’s Mujahidin Organisation of Iran (PMOI/MEK)...

کنفرانس مطبوعاتی – افشای اسامی و مشخصات ۵۹نفر از بالاترین مسئولان قتل‌عام ۶۷


صبح روز سه‌شنبه، در یک کنفرانس مطبوعاتی در پاریس، مقاومت ایران اسامی و اطلاعات 59نفر از بالاترین مسئولان قتل‌عام 67 را که در هیأتهای مرگ در تهران و 10 استان دیگر شرکت داشتند افشا کرد.
در این کنفرانس مطبوعاتی که با حضور خبرنگاران و نمایندگان رسانه‌های خبری بین‌المللی برگزار شد، محمد محدثین، مسئ کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت، ویلیام بوردون وکیل برجسته فرانسوی و شمسی سعادتی از خانواده‌های قتل‌عام شدگان 67 شرکت داشتند.
محمد محدثین در این کنفرانس گفت: بر اساس اطلاعاتی که سازمان مجاهدین خلق ایران به‌دست آورده است، بیشتر ارگانهای اصلی رژیم از مسئولان قتل‌عام 30هزار زندانی سیاسی در سال 1988 تشکیل شده است.
 ما توانسته‌ایم اسامی و اطلاعات 59نفر از بالاترین مسئولان این قتل‌عام را که برای قریب به سه دهه مخفی مانده بود به‌دست بیاوریم که هم‌اکنون در ارگانهای مختلف رژیم مواضع کلیدی دارند به اسامی آنها دسترسی پیدا کنیم. این افراد در «هیأتهای
مرگ» در تهران و 10 استان شرکت داشته‌اند. تحقیقات در مورد کشف اسامی بقیه جنایتکاران ادامه دارد...