شنبه، مهر ۰۱، ۱۳۹۶

پیام مریم رجوی به‌مناسبت شروع سال تحصیلی جدید

نسل جوان ایران و آموزگاران شریف این میهن، ادامه رژیمی را که دشمن دانش و آزادی است، نمی‌خواهند
دانشجویان و دانش‌آموزان دلیر
!استادان و معلمان شریف ایران
به‌مناسبت شروع سال تحصیلی جدید به‌همه شما درود می‌فرستم. امیدوارم که این سال برای شما نه تنها سال موفقیت آموزشی و علمی بلکه سال پیشروی و خیزش، برای به‌زیر کشیدن ولایت فقیه و به‌دست آوردن آزادی باشد
در حاکمیت استبداد وحشی آخوندها، که استعداد نسل جوان ایران و کارآمدی و مسئولیت‌پذیری آموزگاران و استاداران را با اختناق و تبعیض به‌بند کشیده، درس اول، درس آزادی است
به‌معلمان شریف و به‌انجمن‌ها و کانون‌های فرهنگیان در تمام شهرها و استان‌های کشور درود می‌فرستم و پیشاپیش روز ۱۳مهر روز جهانی معلم را تبریک می‌گویم
باشد که امسال بیش از هر سال دیگر به‌دانش آموزان، درس مقاومت و آزادی بدهید؛ درس جستجو و نوخواهی، درس ماهی سیاه کوچولو و حرکت برخلاف جریان آب و تن ندادن به زور و دروغ و تبعیض حاکم. و به فرزندان ایران بیاموزید که برای آزادی باید خطرکرد و قیمت داد و خرافه بسوز و بساز و بی‌هزینگی را نباید باور کرد. و باشد که این فصل را که بهار دانایی توصیف کرده‌اید، به‌بهار آزادی برسانید.
در سال گذشته دانشجویان در دانشگاه‌های بسیاری شهرها، بارها و بارها به‌اعتراض دست زدند. تهران و شهرهای ایران در سراسر سال گذشته، شاهد اجتماعات و تظاهرات تحسین‌برانگیز معلمان، مربیان پیش‌دبستانی و بازنشستگانی بود که اگرچه رژیم آخوندی آن‌ها را با وجود همه لیاقت‌های آموزشی و علمی کنار گذاشته، اما ذخیره‌های ارزشمند جامعه ایران و مشعلداران مقاومت و آزادی‌خواهی هستند.
خوشا نسل جوان و نوجوی ایران و خوشا آموزگاران شریف این میهن که کم‌ترین سازش و همراهی با استبداد مذهبی ندارند و ادامه رژیمی را که دشمن دانش و آزادی است، نمی‌خواهند. به‌این دلیل است که رژیم ولایت فقیه دانشگاه‌ها و مدارس را به‌بند کشیده و این همه مانع و محدویت برای آن‌ها برقرار کرده‌ است. اما زیر این اختناق شدید آنچه آزاد است ویرانگری آخوندها در نظام آموزشی کشور و غارت بودجه و سرمایه و منابع مالی آن است. بخش اعظم دانشگاه‌های کشور از نظر علمی و آموزشی به سطح رقت‌انگیزی سقوط کرده‌اند و فضای آموزشی و پژوهشی آن‌ها و شرایط زندگی و تحصیل و تدریس برای دانشجویان و استادان از حداقل‌های ضروری فاصله بسیار دارد
از سوی دیگر، به‌موازات تشدید فقر و گرسنگی در کشور، وضعیت مدارس، بیش از سال‌های گذشته تنزل کرده است. دو‌شیفته‌شدن بخشی از مدارس، تراکم غیرقابل تحمل کلاس‌ها، نبود حداقل فضای ورزشی، آمار بالای اعتیاد در مدارس و ادامه کار مدارس کپری, مدارس صحرایی و فضاهای آموزشی کلنگی و نیمه‌مخروبه از نمونه‌های این وضعیت است.
در دی ماه گذشته دانش آموزان مدارس شوش که در کلاس‌هایشان وسائل گرمایشی نداشتند یک اجتماع اعتراضی تشکیل دادند و شعار می‌دادند:‌ با دست‌های یخ‌زده چگونه بنویسیم؟
درحال حاضر از هر چهار دانش آموز در ایران یک نفر ترک تحصیل می‌کند و به‌گفته مقام‌های رژیم علت ۵۳درصد موارد ترک تحصیل مشکلات اقتصادی و مالی و کمبود امکانات آموزشی است. در استان‌های مرزی نیمی از دختران پس از مقطع ابتدایی، تحصیل را رها می‌کنند
دردناک‌تر از همه، وضعیت میلیون‌ها دختر و پسر معصومی است که به‌جای درس خواندن به‌کار گمارده شده‌اند. از یاد نمی‌بریم که سال گذشته چگونه دو تن از همین کودکان کار به‌نام‌های احد و صمد در حادثه آتش‌سوزی یک انبار بازیافت سوختند و پرپر شدند.
در مقابل این فجایع، آخوندهای حاکم، سیاست‌هایی را در پیش گرفته‌اند که یکی از دیگری ننگین‌تر است؛
بخشنامه وزارت آموزش و پرورش درباره استخدام معلمان که نداشتن لهجه، نداشتن ده‌ها نوع بیماری، تعداد دندان‌ها، و وضعیت جسمی زنان را به‌عنوان ضابطه‌های گزینش اعلام کرده، نمونه غیرانسانی و شنیعی از این سیاست‌هاست
کار دیگر این رژیم در قبال نظام آموزشی کشور چپاول است. در شرایطی که دانش‌آموزان خردسال در برخی مناطق محروم از فرط فقر، «حتی برای ادای نام خودشان تامل می‌کنند و دچار کندذهنی و سیاهی مداوم ناخن‌ها هستند»، آخوند‌ها و وابستگان‌شان هشت هزار میلیارد تومان از صندوق ذخیره فرهنگیان را به‌یغما برده و بانک سرمایه وابسته به‌آموزش و پرورش را به‌ورشکستگی کشانده‌اند. در نمونه دیگری که در مناظره‌‌‌‌ خیمه‌شب بازی انتخابات فاش شد، وزیر آموزش و پرورش دولت روحانی با دستیاری دخترش به‌کار واردات کالای قاچاق از ایتالیا مشغول‌ بوده‌اند
اما مهم‌ترین سیاست رژیم در دانشگاه‌ها و مدارس کشور، سرکوب نهادینه شده و بی‌وقفه است که نظام آموزشی را به‌عقب‌ماندگی و بن‌بست کشانده و هر اعتراضی را با زندان و شکنجه پاسخ می‌دهد
یکی از وزیران پیشین آموزش و پرورش به‌نام فانی اخیراً به‌وجود چماق‌های آماده در زیر زمین وزارت آموزش و پرورش برای برخورد با معلمان اعتراف کرده و گفته است: زمانی که معلمان، مقابل ساختمان وزارت تجمع می‌کردند همین چماق‌ها علیه آن‌ها به کار گرفته می‌شد و در زیر زمین وزارت آموزش و پرورش معلمان را چماق می‌زدند
اعتراض‌ها و مخالفت‌های معلمان شجاع و سخنگویان کانون‌های صنفی فرهنگیان را نیز با زندان‌های طولانی مدت پاسخ می‌دهند. اما برخلاف خواست‌ رژیم، این محکومیت‌ها باعث برانگیختگی معلمان ایران و فشردگی صفوف‌شان برای اعتراض‌ هرچه بیشتر شده است
امروز خواست‌های معلمان پیشرو برای آزادی ایجاد تشکل، پایان یافتن حبس و تبعید همکاران‌شان، پایان خصوصی‌سازی غارت‌گرانه آموزش و رفع فقر و تبعیض علیه فرهنگیان به‌خواست‌های همه‌گیر در جامعه آموزشی ایران تبدیل شده است
دانشجویان، دانش‌آموزان و دانشگاهیان نیز با آگاهی از بحران‌های درونی و بیرونی بزرگی که رژیم را محاصره کرده، دوران تازه‌یی از جنبش و کوشش مبارزاتی علیه این رژیم را آغاز می‌کنند
آموزش و پرورش ایران، آموزش عالی ایران و ورزش ایران مثل سایر شئون سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور کم‌ترین اصلاح و بهبودی پیدا نمی‌کند مگر این که در گام اول رژیم ولایت فقیه سرنگون شود
در آغاز سال تحصیلی، نسل جوان و نوجوان و معلمان و استادان شریف ایران را به‌‌دادخواهی قهرمانان سال شصت و هفت و به‌مقاومت و اعتراض هرچه گسترده‌تر علیه استبداد مذهبی فرا می‌خوانم
شما نسل جوان ایران از پشتوانه مبارزاتی پر افتخاری برخوردارید. از نخستین روزهایی که خمینی آزادی‌کشی و دین‌‌فروشی خود را آغاز کرد، این دانشجویان و به‌خصوص دانش‌آموزان ایران بودند که در برابر او ایستادند. مقاومت این نسل آگاه و آرمان‌خواه به‌راستی سراپای رژیم را در وحشت فرو برد. به‌همین دلیل در اولین ساعت‌های پس از قیام سی خرداد سال ۶۰ خمینی قبل از هرکس، به‌تیرباران دانش‌آموزان رو آورد
در پنج مهر سال ۶۰، نسل جوان ایران و به‌ويژه دانش‌آموزان با قیام و نبرد شجاعانه خود در قلب تهران، شعار «مرگ بر خمینی» ‌را اجتماعی کردند. شمار کثیر دانش‌آموزان و دانشجویان در میان سی هزار زندانی سیاسی قتل عام شده در سال ۶۷ که در اوج آگاهی بر سرموضع خود برای آزادی ملت ایران ایستادند، گواه دیگری از نقش تعیین‌کننده نسل شماست. جوانان قهرمانی که در صفوف ارتش آزادی‌بخش جنگیدند و پایداری کردند با شهیدانی هم‌چون صبا و آسیه و نسترن و فائزه و مهدیه یا رحمان و امیر و حنیف و سیاوش و بسیاری دیگر همین حقیقت را گواهی می‌کنند
همه به‌یاد دارند که این موج میلیونی دانش‌آموزان و دانشجویان بود که رژیم قبلی را به‌زیر کشید. حالا هم باوجود این همه اختناق و زنجیر، باز آینده ایران روزهایی را پدیدار می‌کند که از مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها امواج خروشان جوانان و نوجوانان به‌خیابان‌ها سرازیر می‌شوند و تاریخ ایران را ورق می‌زنند
بر شماست که با تشدید اعتراض و مقاومت خود رژیم پوسیده را به‌محاصره درآورید. رمز مقاومت چنان‌که مسعود گفته است، در مرزبندی قاطع و بدون سازش با ولايت فقيه است. با هرکس که با این رژیم درسازش است، قاطعانه مرزبندی کنید
بر شماست که با استفاده خلاقانه از محیط زندگی و تحصیل خود در راستای برپایی هزار اشرف، به‌تشکیل کانون‌های شورش و مقاومت دست بزنید
در محیط درس و زندگی مقاومت علیه فرهنگ و مناسبات ارتجاعی حاکم را برانگیزید
نابرابری و ستم به‌ويژه علیه زنان را تحمل نکنید
هرگونه تحقیر زنان و جوانان و هرگونه نگاه کالایی به زنان را طرد کنید. و بر همه مناسبات و رسومی که مردان را مهاجم، سرکوبگر و خودپرست به‌بار می‌آورد خط بطلان بکشید
دنیای نو که بنیاد رژیم ولایت فقیه را درهم می‌شکند، آزادی و برابری و ارزش‌های برخاسته از آن است. این مقصد، اگر چه بزرگ و پرشکوه است، اما دست یافتنی است. همه شما را به‌قیام برای رسیدن به‌آن فرا می‌خوانم
سلام بر دانش‌آموزان، دانشجویان، معلمان و استادان ایران
سلام بر آزادی

پیام رئیس جمهور برگزیده مقاومت به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید from Simay Azadi on Vimeo.

جمعه، شهریور ۳۱، ۱۳۹۶

چگونه جنگ ضدمیهنی متوقف شد - صفحه ویژه: قسمت هشتم _ خمینی و زهر آتش بس!




جنگ، چرا و چگونه متوقف شد؟
روز 27تیر سال 1367 در خبری غافلگیرانه رادیو تلویزیون خمینی، موافقت رژیم با آتش‌بس طبق قطعنامه 598 شورای امنیت ملل‌متحد را اعلام کرد
جنگی که اساساً نباید شروع می‌شد و باید خیلی پیشتر از این متوقف می‌شد، سرانجام متوقف شد
اما چگونه؟
تنها چند ساعت قبل از این بود که شعارهای جنگ‌طلبانه خمینی از همین رسانه‌های حکومتی گوش فلک را کر کرده بود. خمینی به‌تازگی یک بسیج جنگی دیگر را اعلام کرده بود
خمینی: «همه باید به جبهه بروند تا نظامیها بگویند بسه
به‌راستی که خمینی را به‌پای میز صلح و آتش‌بس کشاندن، کار غیرممکنی بود، یا حداقل چیزی در حد غیرممکن بود! چرا که تا همین چند روز قبل از آتش‌بس، هنوز خمینی در حال تابیدن در تنور جنگش بود
پاسدار سعید قاسمی: یادتان هست که آن پیر فرزانه، ده پانزده روز قبل از پذیرش قطعنامه گفت که امروز، ایران کربلاست و اگر دشمنان ما بخواهند در مقابل دین ما بایستند در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد؟
هنوز مأموران شهرداری در حال بازسازی شعارهای جنگ بر در و دیوار شهرها بودند، شعارهایی برگرفته از سخنرانیهای خمینی
«اگر این جنگ 20سال هم طول بکشد ما ایستاده‌ایم»
«سازش در جنگ، دفن اسلام است»
«جنگی که الآن در کار است، جنگ سرنوشت‌ساز ماست»
«جنگ، مائده الهی است»
«جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم»
«ما باید با جنگ، انقلاب خودمان را به همه دنیا صادر کنیم»
اما در میان بهت و حیرت و البته شادی همگان، ناگهان خمینی در یک نقطه ایستاد و بی‌مقدمه، آتش‌بس را قبول کرد! مردم با خوشحالی از یکدیگر سؤال می‌کردند: چه اتفاقی افتاده؟
بیست و دو سال بعد! هنوز برخی سردمداران رژیم از جواب به این سؤال طفره می‌روند
آخوند علی سعیدی: علت پذیرش قطعنامه از طرف خمینی، بیشتر مسائل داخلی بود که بسیاری از آنها قابل گفتن نیست. ضمن این‌که از حیطه اطلاعات من هم خارج است
باید سالهای بیش از این می‌گذشت تا از لابلای حرفهای مختلف سران رژیم، این معما، ”رمزگشایی“ شود! رمز و راز این‌که: چرا و به چه علت، خمینی ناگهان تن به آتش‌بس، آن هم آتش‌بسی با طعم و مزه زهر داد؟
نگاهی به آرشیو رسانه‌های آن‌روزها، این تناقض را بیشتر نمایان می‌کند
درست 15روز قبل از پذیرش قطعنامه، یعنی روز 14تیر 67، خمینی در رادیو و تلویزیونش در یک واکنش دیوانه‌وار اعلام کرد: تا خشت آخر تهران، ایستاده و می‌جنگیم
با شناختی که مردم از خمینی داشتند، واقعاً هم مطمئن بودند که باید شاهد استمرار آن جنگ و منتظر خونریزیهای باز هم بیشتر، بین دو ملت مسلمان باشند. مردم به‌خوبی می‌دانستند که دوباره باید جوانهایشان را از اکیپهای سربازگیری نظام وظیفه اجباری، پنهان کنند. یا باید آنها را به روستاهای دورافتاده بفرستند، یا آواره خارج کشور کنند! وگرنه مدتی بعد، باید عزیزانشان را به جبهه بفرستند و کمی پس از آن هم، با یک حجله سرکوچه، یادشان را به برگهای کاغذی آلبوم خاطراتشان بسپارند
...اما ناگهان خمینی، تن به پذیرش آتش‌بس داد

شتاب روزافزون فقر در حاکمیت آخوندها

شتاب روزافزون گسترش فقر و لجام گسیختگی آن که باعث خانه خرابی بسیار از مردم وکشانده شدن آنها به زیرخط فقرشده است، ناشی از فساد بی‌حدو حصر سران این رژیم و نابودکردن زیرساختهای تولیدی کشور و چپاول منابع آن توسط ایادی دزد و غارتگر آن است. آثار زیانبار فقر در بین مردم آن‌چنان آشکار است که حتی رسانه‌ها و مهره‌های رژیم نیز ناگزیر از اعتراف به این واقعیت شده‌اند
از جمله پرویز فتاح رئیس کمیته امداد خمینی می‌گوید: در حال‌حاضر حدود ١٠ تا ١٢‌ میلیون نفر فقیر مطلق در کشور داریم اما اگر شاخص‌ها به‌دقت مشخص شوند و بخواهیم سطح رفاهی افراد جامعه را بالاتر ببریم، می‌توان ١٦تا ٢٠ میلیون نفر را در کشور در دایره فقر مطلق قرار داد
وی با با اذعان به پوشالی بودن تبلیغات رژیم در خدمات‌دهی به مناطق محروم افزود:وقتی برق را به یک منطقه می‌بریم ساکنان آن منطقه یخچال می‌خواهند یا نه؟ یا وقتی دکل مخابرات را در منطقه‌یی می‌بریم اگر افراد آن منطقه توانایی خرید موبایل نداشته باشند، چه می‌شود؟
البته از آن جا که این عضو مجمع تشخیص خامنه‌ای به خوبی می‌داند که این آمار واقعی نیست بلافاصله اضافه می‌کند: درحال‌حاضر تعریف فقر مطلق در کشور ما بسیار سخت شده است و اگر بخواهیم خیلی با جزئیات آن را مطرح کنیم، بار سیاسی به همراه دارد و باید دید آیا مسئولان آماده هستند زیر بار سیاسی این موضوع در مقابل مجامع جهانی قرار بگیرند؟ (تلویزیون رژیم ۲۶تیر ۹۶
واضح است که اگر دولت آخوند حسن روحانی و مراجع ذیربط در حاکمیت آخوندی تعریف دقیقی از فقر مطلق ارایه دهند معنی آن نه تنها در مقابل مجامع جهانی بلکه در میان مردم ایران این است که ایران تحت حاکمیت آخوندها کشوری فقیر وگرسنه است به همین دلیل دولت روحانی و حاکمیت ننگین ولایت‌فقیه زیر بار سیاسی موضوع نمی‌روند
پیش از این نیز محمد مخبر دزفولی رئیس ستاد اجرایی فرمان خمینی گفته بود: «وضعیت فقر در کشور بسیار نامناسب است به‌گونه‌یی که ۱۲میلیون تن، زیر خط فقر مطلق قرار دارند و ۲۵تا ۳۰میلیون تن، زیر خط نسبی فقر به‌سر می‌برند. (سایت عصر ایران ۱۵تیر ۹۶) 
قطعا که رئیس کمیته امداد خمینی و رئیس ستاد اجرایی فرمان خمینی آمار را بسیار کمتر از واقعیت ذکر کرده‌اند.
زیرا در مرداد ماه سال گذشته علی اکبر سیاری معاون وزیر بهداشت کابینه آخوند حسن روحانی گفت: ”در حال حاضر ۳۰درصد مردم کشور گرسنه‌اند و نان خوردن ندارند که این آمار را وزارت رفاه هم تأیید می‌کند. “ (خبرگزاری مهر ۲۵مرداد ۹۵) بر اساس این گفته سیاری بیش از ۲۵میلوین نفر از مردم گرسنه و در خط فقر مطلق هستند
دو سال قبل نیز حسین راغفر از مهره‌های باند روحانی گفت: ”۴۰درصد از جمعیت کل کشور زیر خط فقر مطلق قرار دارد “ (سایت راه دانا ۱بهمن ۹۳
این گفته راغفر به این مفهوم است که حدود ۴۰میلیون از جمعیت کشور زیرخط مطلق قراردارند
ضمنا حرفهای راغفر مربوط به حدود ۱.۵سال قبل است که به اعتراف رسانه‌ها و مهره‌های حکومتی وضعیت معیشتی مردم از آن تاریخ تاکنون بدترشده است
کسانی که در خط فقر مطلق به سرمی برند کسانی هستند که یا حداقل درآمد برای نیازهای اساسی و لازم خود را ندارند، یا اساساً هیچ‌گونه درآمدی ندارند تا جایی که بسیاری از آنها ناگزیرند برای سیر کردن خود مواد غذایی ازلابلای زباله‌ها پیدا کنند
خبرگزاری حکومتی ایسنا ۸مرداد ۹۶ در مطلبی با عنوان ”سطل آشغالهایی که سفره کودکان گرسنه می‌شود! “ گزارشی در مورد وضعیت تأسف‌بار یک کودک زباله‌گرد دارد که خلاصه آن چنین است: نوجوان چشم بادامی آن چنان سیاه و دودی شده که هر کس نداند گمان می‌کند ذغال فروش است. شلوارش که حداقل سه سایز بزرگ‌تر از اندازه اصلی‌اش می‌زند، چند تای بزرگ از پاچه‌ها خورده و پیراهن بلندش هم تا نزدیکیهای زانو رسیده است و دستان پیر و چروکش از پیری زودرس او خبر می‌دهند، تا کمر داخل سطل‌های زباله خم می‌شود و کیسه‌ها را یکی پس از دیگری خالی می‌کند، تا بالاخره نانی که به قیمت جانش تمام می‌شود را پیدا کند. . او می‌گوید بیشتر وقتها ناهارم را از داخل زباله‌ها پیدا می‌کنم، اما شامم را در کنار دوستانم که آنها هم زباله‌گرد هستند می‌خورم. در واقع چند نفری می‌شویم که مبلغی را جمع و در اطراف شوش اتاقی را اجاره کرده‌ایم. این وضعیت اسف انگیز به این مفهوم است که درحاکمیت پلید آخوندی همه ساله سفره خانوارهای ایرانی کوچکترمی شود و دولت ضد‌مردمی هیچ برنامه مشخصی برای توقف وکاهش تعداد فقیران در کشور را ندارد.هم‌چنین این وضعیت حاصل نابرابری اجتماعی وشکاف طبقاتی است که سال به سال عمیق‌تر می‌شود
طبعا اگر مفهوم فقر به عقب افتادگی‌هایی در امر بهداشت، آموزش وپرورش، مسکن و... تعمیم داده شود، آن وقت آثار زیانبار فقر در زندگی مردم بهتر درک می‌شود. فقدان غذای کافی، مسکن، تحصیلات و بهداشت، از جمله محرومیتهایی است که مردم فقیر را از داشتن زندگی مطلوب محروم می‌سازد، و آنها در مقابل بیماریها، بحرانهای اقتصادی و بلایای طبیعی به‌شدت آسیب‌پذیر می‌کند
https://www.mojahedin.org/news/205370/

اعدام جنایتکارانه ۴ زندانی و قطع دست سه زندانی دیگر در قم

رژیم ضدبشری آخوندی روز پنجشنبه ۳۰ شهریور ۴ زندانی را در قم به دار آویخت و در یک عمل شنیع و ضدانسانی دست سه زندانی را قطع کرد.یونس داودی معاون جنایتکار دادستان رژیم در استان قم روز پنجشنبه گفت حکم سه قطع دست برای سه زندانی اجرا شد و چهار حکم اعدام نیز به اجرا درآمد

اعمال فشار دژخیمان خامنه ای بر زندانیان سیاسی بلوچ


زندانیان سیاسی بلوچ تبعیدی در زندان مرکزی اردبیل در معرض فضاسازی برای افزایش فشار قرار دارند
دژخیمان خامنه ای حفاظت زندان مرکزی اردبیل چند تن از زندانیان عادی را به حفاظت برده و آنها را توجیه کرده که زندانیان سیاسی تبعیدی بلوچ زن و بچه کشته‌اند و آدمکش هستند و با آنها رفت و آمد و صحبت نکنند.حفاظت زندان اردبیل در هفته اخیر اقدام به جابه‌جایی ۴ نفر از زندانیان هم اتاقی زندانی سیاسی صابر ملک رئیسی کرده‌اند. علاوه بر این پرویز صوری آذر از شکنجه‌گران زندان اقدام به تحریک بعضی زندانیان جهت ایجاد درگیری با زندانیان سیاسی می‌کند.در اقدام دیگری دژخیمان زندان اردبیل به زندانیان سیاسی در خصوص اجرای مراسم و رسوم مذهبیشان فشار می‌آورند.هم‌چنین گردانندگان بند هفت زندان مرکزی اردبیل اقدام به بازرسی غیرقانونی زندانیان سیاسی بلوچ هنگام رفتن به باشگاه کردند

حكم 80ضربه شلاق لیلا بیات به اجرا درآمد

ساعت یک بعد از ظهر سه‌شنبه ۲۸ شهریور 96 حکم ۸۰ ضربه شلاق لیلا بیات در تهران به اجرا درآمد. ليلا بيات، 
پناهجويي بود كه دولت نروژ در ماه مارس او را به ايران ديپورت كرده بود.وی در سال ۱۳۸۶ به همراه سه تن از دوستانش در یک میهمانی خصوصی بازداشت و به دلیل مصرف مشروبات الکلی به ۸۰ ضربه شلاق محکوم شد.لیلا بیات در ۲۱ اسفند ۱۳۹۵ در نروژ از پسر خود که اکنون ۱۳ سال دارد جدا شده و به ایران بازگردانده می‌شود و از آن تاریخ مجدداً برای متوقف کردن حکم شلاق تلاش می‌ کرد ولی تلاشهای او به جایی نرسید و در نهایت این حکم غیرانسانی به اجرا درآمد

دو زنداني زن در اعتصاب غذای خشک


ملیکا کاوندی و زهرا شفیعی دهاقانی از روز ۲۸شهریور 96 دست به اعتصاب غذای خشک زده اند.این دو زن ۲۳ روز قبل تر در حین اعتراض به حکم اعدام زندانی عقیدتی محمدعلی طاهری در مقابل زندان اوین دستگیر شدند و متعاقباً به زندان شهرری منتقل شده و بدون تفهیم اتهام از سوی بازجو و بدون رسیدگی به پرونده شان در این زندان در بازداشت به سر می برند